حمایت از حیوانات «محفلی برای تمامی انسانهای حقیقت طلب»
X
تبلیغات
رایتل
گفتگوی مورچه با خدا
بارش زیادی سنگین بود و سربالایی سخت. دانه گندم روی شانه های نازکش سنگینی می کرد. نفس نفس میزد. اما کسی صدای نفس هایش را نمی شنید ، کسی او را نمی دید.دانه روی شانه های کوچکش سر خورد و افتاد.خدا دانه گندم را فوت کرد. مورچه می دانست که نسیم ، نفس خداست.مورچه ، دانه را دوباره بر دوشش گذاشت و به خدا گفت: گاهی یادم می رود که هستی ، کاشکی بیشتر می وزیدی.خدا گفت: همیشه می وزم، نکند دیگر گمم کرده ای
مورچه گفت: این منم که گم میشوم. بس که کوچکم. بس که ناچیز. بس که خرد . نقطه ای که بود و نبودش را کسی نمی فهمد.
خدا گفت: اما نقطه سرآغاز هر خطی است.
مورچه زیر دانه گندمش گم شد و گفت : من اما سرآغاز هیچم ، ریزم و ندیدنی. من به هیچ چشمی نخواهم آمد.
خدا گفت: چشمی که سزاوار دیدن است میبیند. چشمهای من همیشه بیناست.
مورچه این را می دانست. اما شوق گفتگو داشت.شوق ادامه گفتن.
پس دوباره گفت: و زمینت بزرگ است و من ناچیزترینم. نبودنم را غمی نیست.
خدا گفت: اما اگر تو نباشی، پس چه کسی دانه کوچک گندم را بر دوش بکشد و راه رقصیدن نسیم را در سینه خاک باز کند؟ تو هستی و سهمی از بودن برای توست و در نبودنت کار این کارخانه ناتمام است.
مورچه خندید و دانه گندم از دوشش دوباره افتاد. خدا دانه را به سمتش هل داد.
هیچکس اما نمی دانست که گوشه ای از خاک، مورچه ای با خدا گرم گفتگو است
X
تبلیغات
رایتل

باجانداران خدا مهربانتر باشیم Designer: irspca.com کشتار حیوانات
0 مرغ
0 اردک
0 خوک
0 خرگوش
0 بوقلمون
0 غاز
0 گوسفند
0 بز
0 گاو و گوساله
0 جوندگان بجز خرگوش
0 کبوتر و دیگر پرندگان
0 بوفالو
0 اسب
0 الاغ و قاطر
0 شتر

اینها تعداد حیواناتی است که تا زمانیکه شما این صفحه را باز کردید توسط صنایع تولید گوشت، شیر و تخم مرغ در سراسر جهان کشته شده اند

document.write('
');